به احترام استاد گرانقدرم علیرضا حسنی آبیز

چه قدر باید آدمی عمر کند تا بفهمد
که لب به شکل بوسه آفریده شده است
که پرندگان ناگزیر از آوازند
که پیشه جوانی عاشقی است
و من زر خرید تو نیستم سرور من!
چه قدر باید آدمی عمر کند
تا بفهمد که شاخه برای شکستن نیست
که واژه جیبت را نمی رباید
و کلام پایت را نمی شکند!
و من زر خرید تو نیستم سرور من!
چه قدر باید آفتاب در مغرب فرو شود
از مشرق بر آید
بر تو بتابد
تا بفهمی که زمین می چرخد
و تو مرکز عالم نیستی
و هیچ کس زر خرید تو نیست سرور من!
چه قدر باید آدمی عمر کند ای فرزند انسان!
تا بفهمد که زیر آسمان هیچ چیز تازه نیست
و باطل اباطیل است
و تو حتی لایق هجویه ای هم نیستی سرور من!
در دیوار کعبه دیدم
برسنگی نوشته بود:
زیان کار است فرزند آدم
و چه گم راه است آن که می پندارد در راه است!
"علیرضا حسنی آبیز"
در جشنواره ی دوازدهم رادیو افتخار آشنایی با استاد بزرگی را داشتم که نه فقط به لحاظ فرهنگ و تحصیلات بلکه از نظر اخلاق و منش بسیار متین ، بزرگوار و قابل احترام بودند به همین خاطر به پاس درسهایی که از ایشان آموختم وبه امید اینکه بتوانم در ادامه شاگرد خوبی برای ایشان باشم بخش کوتاهی از اشعار و زندگینامه ی ایشان را برای آشنایی بیشتر دوستانم در این صفحه قرار دادم
پیشاپیش برای هر نوع کوتاهی و نقصانی از این ایشان پوزش می طلبم
علیرضا حسنی آبیز متولد مرداد ماه ۱۳۴۷ در روستای آبیز قاین است. او از دانشگاه فردوسی مشهد مدرک لیسانس و از دانشگاه تهران مدرک فوق لیسانس زبان و ادبیات انگلیسی گرفته و اکنون دانشجوی دکترای رشته نویسندگی خلاق در دانشگاه نیوکاسل انگلستان است. تاکنون دو مجموعه شعر "نگه دار بايد پياده شوم" (با طراحی های هانیبال الخاص) و "اسپاگتی با سس مکزيکی" وی مجوز انتشار گرفته است. علاوه بر اين ۲ مجموعه شعر به نام های "روايت عشق و مرگ سرجوخه کريستوف ريلکه" اثر راينر ماريا ريلکه و "کتاب هايکو" اثر جک کرواک را از زبان انگليسی به فارسی ترجمه نموده است. هم چنین ترجمه او از کتاب "هنر معاصر آفريقا" برنده جايزه کتاب فصل به عنوان بهترين اثر ترجمه در حوزه هنرهای تجسمی شده است.حسنی مدیر انتشارت آبیز است، یک دارالترجمه رسمی را هم اداره می کند و در حال حاضر ساکن تهران می باشد.
بارانم