ردپا
شب در چشم های من قدم می زند
ردپای ستاره ها روی گونه هایم جا مانده است...
+ نوشته شده در چهارشنبه بیستم اردیبهشت ۱۳۹۱ ساعت توسط الهه بیات
|
شب در چشم های من قدم می زند
ردپای ستاره ها روی گونه هایم جا مانده است...
می روی؟!

چشم هایم را پس بده که پشت سرت
به دستگیره ی در آویزان شده اند...
از اتاق خاطراتم
بوی حلوا بلند شده است
آرام فاتحه ای بخوان
شاید خدا گذشته ام را بیامرزد...
اردیبهشت است
بوی بهشت می آید...
