تابستان است

"هوا بس ناجوانمردانه سرد است"

زمين،در كهكشاني دوردست است

دلم تنگ است...

هوا سرد است و باران پشت در مانده است

درخت سبز انگور حياط خانه ي ما سخت بي برگ است

صداي مادرم بي واژه كمرنگ است

نمي دانم چرا در اوج تنهايي ، كنارم مردمي بي روح و صدرنگ است

هوا سرد است...

كمي سمت خزان و روبه پاييزم...

 كمي دنياي اطرافم زمستان است

گذر از اين سراي دون ، برايم سهل و آسان است

نمي دانم چرا نام و نشانم گاه باران است؟!

غم نان است؟!

به من گرما بده  اينجا هوا سرد است

دلم تنگ است...