تابستان است
"هوا بس ناجوانمردانه سرد است"
زمين،در كهكشاني دوردست است
دلم تنگ است...
هوا سرد است و باران پشت در مانده است
درخت سبز انگور حياط خانه ي ما سخت بي برگ است
صداي مادرم بي واژه كمرنگ است
نمي دانم چرا در اوج تنهايي ، كنارم مردمي بي روح و صدرنگ است
هوا سرد است...
كمي سمت خزان و روبه پاييزم...
كمي دنياي اطرافم زمستان است
گذر از اين سراي دون ، برايم سهل و آسان است
نمي دانم چرا نام و نشانم گاه باران است؟!
غم نان است؟!
به من گرما بده اينجا هوا سرد است
دلم تنگ است...
+ نوشته شده در سه شنبه سوم مرداد ۱۳۹۱ ساعت توسط الهه بیات
|
بارانم