جاها عوض!
- خب یه چیزی بگو...حرف نزدن های تو عین هسته ی آلو توی گلوم گیر کرده،چقدر من به جای تو حرف بزنم خسته شدم ، خدارو خوش نمی آد اینقدر منو اذیت کنی
+ .....
- من بلد نیستم ،از بچگی توی دیکته ضعیف بودم،بلد نیستم دیکته های تورو عینا تکرار کنم،مرد باش و خودت جای خودت حرف بزن!
+ ...........
- ئه! زرنگی ؟ تا همین جاشم یه کاری کردی که همه فکر می کنن خودمم! اما من خودم نیستم! من چیزی جز تو نیستم! چرا منو نجات نمی دی؟ دوست داری ببینی هر روز با چشم تو می بینم و با دهان تو حرف می زنم؟ بعد هم از زور تنهایی پقی می زنم زیر گریه؟!
+ .............................................
- فقط بلدی همینو بگی! دست خودم نیست، وقتی تو که نزدیکترینمی اینطوری با من تا می کنی از دیگران چه انتظاری داشته باشم، خب گریه ام می گیره دیگه... اگه راست می گی بیا جاهامونو با هم عوض کنیم من میشم تو، تو بشو من...
+ ..
- راست می گی ؟! قبوله! هوراااااااااا، از همین حالا شروع می کنیم....
.
.
.
.
.
همین طور زل زده توی چشمام، خجالتم نمی کشه!!!!!!!

بارانم