سه گانه ی لاوی

 

نبض باران شما را به تماشای این نمایش دعوت می کند

 

از ۲۷ دی ماه به مدت هفت شب با اجرای نمایش سه گانه لاوی  منتظر نگاه  هنری و نظرات سازنده ی شما عزیزان هستیم

 

مکان : کرج خیابان مطهری اداره ارشاد اسلامی استان البرز سالن استاد سیروس صابر

 

 زمان : ۲۷ ام دی ماه الی ۳ بهمن ماه ساعت ۱۹

 

 

گله ای نیست...

 

این روزها این شعر، عجیب حالم را خوب می کند:

 

دلخوشم با غزلی تازه همینم کافی ست

تو مرا باز رساندی به یقینم ،کافی ست

قانعم،بیشتر از این چه بخواهم از تو؟

گاه گاهی که کنارت بنشینم،کافی ست

گله ای نیست،من وفاصله ها همزادیم

گاهی از دور تو را خوب ببینم کافی ست

آسمانی!تو در آن گستره خورشیدی کن

من همین قدر که گرم است زمینم کافی ست

من همین قدر که با حال وهوایت –گهگاه

برگی از باغچه ی شعر بچینم کافی ست

فکر کردن به تو یعنی غزلی شور انگیز

که همین شوق مرا،خوبترینم!کافی ست

 

 محمد علی بهمنی

خاله بزغاله

این خیابون اصلا عوض نشده، هنوز صدای خاله بزغاله رو می شنوم که از ته کوچه تا سر کوچه می دویید و مراقب بچه هاش بود نکنه گرگه بخوردشون!

همه ی دلواپسی من این بود که نکنه  اسم منو صدا بزنن و مجبور شم اونقدر بدوم تا خودمو بندازم تو بغل خاله بزغاله! کنار خاله بزغاله احساس آرامش می کردم انگار هیچ غمی تو دنیا نیست که دل منو بلرزونه.

وقتی خوب گوش میدم صدای خاله بزغاله رو می شنوم که توی گوش ما زمزمه می کنه و می گه :

( اسم تو گوشواره اس، تو هم انگشتر طلایی ، یه موقع لو ندید ها!)

دلم برای خودمو انگشتر طلا و خاله بزغاله تنگ شده، حیف که این روزا ماشین های زیادی از خیابون ما می گذره و صدای خاله بزغاله لابلای ویراژ ماشین ها گم میشه...

چیه ؟ نیگاه داره؟

دوست دارم بچه باشم خب!