نبض باران
گله ای نیست من و فاصله ها همزادیم
دستم را بریدم...
چیزی نگذشت
خدارا دیدم!
+
نوشته شده در سه شنبه هجدهم بهمن ۱۳۹۰ ساعت توسط الهه بیات |
بارانم
وکلمه هایم بر سرزمین دل تو می بارد
باشد که عشق برویانیم
خانه
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین نوشته ها
نوشتههای پیشین
آبان ۱۳۹۹
فروردین ۱۳۹۸
دی ۱۳۹۷
آذر ۱۳۹۷
آبان ۱۳۹۷
بهمن ۱۳۹۲
دی ۱۳۹۲
آبان ۱۳۹۲
مهر ۱۳۹۲
شهریور ۱۳۹۲
مرداد ۱۳۹۲
تیر ۱۳۹۲
خرداد ۱۳۹۲
اردیبهشت ۱۳۹۲
فروردین ۱۳۹۲
اسفند ۱۳۹۱
بهمن ۱۳۹۱
دی ۱۳۹۱
آذر ۱۳۹۱
آبان ۱۳۹۱
مرداد ۱۳۹۱
تیر ۱۳۹۱
خرداد ۱۳۹۱
اردیبهشت ۱۳۹۱
فروردین ۱۳۹۱
اسفند ۱۳۹۰
بهمن ۱۳۹۰
دی ۱۳۹۰
آذر ۱۳۹۰
آبان ۱۳۹۰
مهر ۱۳۹۰
شهریور ۱۳۹۰
مرداد ۱۳۹۰
تیر ۱۳۹۰
خرداد ۱۳۹۰
فروردین ۱۳۹۰
آرشيو
BLOGFA.COM