همین از تمام جهان کافیه...
و نفس کشیدن در هوای حرم تو
لذتی است که به تمام داشته ها و نداشته ها می ارزد
چه لذتی دارد وقتی نگاهت را می دوزی به آن خورشید طلایی مشرق،و اشک راه خود را می گیرد و می بارد زیر آسمان لطف او...
چه لذتی دارد وقتی نا خواسته به پای کبوتران می افتی و دخیل سبز اجابت می بندی تا شاید تو هم طائر افلاکی شوی...
چه لذتی دارد وقتی او تو را می خواند و تو لبیک می گویی با دنیایی از نور و رحمت و باران...
چه زیباست وقتی دست های پیرزنی خسته را میگیری و از روی ویلچیر بلند می کنی تا دستش به پنجره ی فولادی که نه، پنجره ی آسمانی برسد...
چه زیباست وقتی کاسه ی کوچک نقره ای را به سقاخانه می بری و به امید نور پر می کنی از قطره های اجابت...
و زیبا تر آنکه قدم می زنی در هوای حضورش و نفس می کشی هرچه خوبی و هرچه طراوت است...
نفس میکشی...
نفس...
السلام علیک یا امام الرئوف

+ نوشته شده در چهارشنبه ششم مهر ۱۳۹۰ ساعت توسط الهه بیات
|
بارانم