نبض باران
هست دراین بادیه جمله ی جانها چو ابر...................قطره ی باران او درد و دریغای عشق 
قالب وبلاگ

 

دلتنگ ترین لیلا درخاطر مجنونم                  من شورترین شیرین با خسرو وِ دلخونم

فرهاد نمی داند دلشوره ی شیرین را             سهراب نمی فهمد ازجنس (زِ) و نونم

غم می خورم و با خود نجوای درون دارم        از خامی معشوقان دلخسته و محزونم

این روح لطیف و این نازک سخنی یا این        طنازی و دلبازی ، دانسته که من چونم

رقصان و رها قلبم بازیچه ی دوران شد               هر روز بر این صحنه در مرکز کانونم

شهزاده ی ایران و معشوق خدا بودم           افسوس به بی رحمی در خدمت آمونم

من با تو یکی هستم در خلقت و در معنا      اما تو چرا خواهی چون نئشه ی افیونم؟

با اینهمه عشقت را تا اوج خدا بردم               حالا که ته قلبت  خاکستر  و  مدفونم

 

 


برچسب‌ها: سپاس برای تشویق های همیشگی ات
[ دوشنبه بیست و هفتم مرداد 1393 ] [ ] [ الهه بیات ] [ ]

وقتی چشمای تو بازه    /   یعنی دنیا بی نیازه

مردم چشم سیاهت     /    مهر مقبول نمازه

*

نور چشمات مث آفتاب   /  رعدوبرقش مث مهتاب

اون که اشک نیست مهربونم / دونه دونه گل شبتاب

*

چشم تو عمق یه چاهه   /  مرهم داغی آهه

هرکجا تشنه ای باشه     /   جوابش همین یه راهه

*

روی منظومه ی چشمات  /  ریخته کهکشون زلفات

منم اون ستاره ای که     /  حک شده گوشه ی لبهات

*

چشم تو تعبیر فالم       /   وقتی هستی خوبه حالم

تو همون درخت پربار     /  من همین میوه ی کالم

*

خواب چشماتو که دیدم  /  گل عشق تورو چیدم

زیر سایه ی نگاهت     /   به همه دنیا رسیدم

*

عزیز هم آشیونه      /  چشم تو یه آسمونه

نیاد اون روزی که دنیا  /  بی چشای تو بمونه

 

 

* در عظمت چشمهای تو ماه وخورشید  هزاران سال نوری سرگردانند

 * شبی گران و عظیم بود ، پای چشم های تو گذشت

 


برچسب‌ها: کسی پای چشم های تو جان سپرده است
[ دوشنبه سیزدهم مرداد 1393 ] [ ] [ الهه بیات ] [ ]

هم نقش خیال می تند دستانت

هم شور شبانه می زند دستانت

بر لوح سپید دل من ، تیشه ی تو

فرهاد صفت، چه می کند دستانت؟

زندانی نتهای خوش سازت من

مقبولترین مهرو سند ، دستانت

بر پیله ی پلک خسته ی من هر شب

گلبوته ی بوسه می زند دستانت

 


برچسب‌ها: روزی پراز نت
[ شنبه چهارم مرداد 1393 ] [ ] [ الهه بیات ] [ ]
 

من نه از تیره ی پاکان و نه از رندانم

سائل خانه ی تو،بی سرو بی سامانم

می روم از قفس چشم تو بیرون اما

پای بند دل تب دار تو شد چشمانم

سمت آرامش ابری نگاهم آمد

رعد مژگان تو و باطله شد ایمانم

همچو یعقوب که در هجرپسر عمرش رفت

سالها کشته به دریای غم و هجرانم

به دلم گفته ای نه، لیک دلم سرد نشد

من به گرمای خیال تن تو شادانم

تو زدی صاعقه برمشت گره کرده ی من

ماه شد دست من و تا به ابد تابانم

دوستت دارم و تفسیردوچشمان منی

کن نگاهی به کتاب دل من ،جانانم!

تو که با شه پریان نشرو نوایی داری

کی گذر می کنی از کوچه ی آبادانم؟

بافتم گیسوی خودرا به سرانگشتانت

تابپیچی به هم این بخت ،که من می دانم

رمزخوشبختی ما درخم ابروی تو بود

حیف و افسوس که برراز تومن نادانم

چشم بگشاو ببین پیرو خرابت شده ام

مرگ باران شدو من فاتحه ای می خوانم

 


برچسب‌ها: شاید سکه ای کف دستهایم گذاشتی
[ پنجشنبه دوم مرداد 1393 ] [ ] [ الهه بیات ] [ ]
 

بیا که با تو اتم را دوباره بشکافیم

به قلب شب بزنیم و ستاره بشکافیم

ببین نشسته جدایی به بخت ما و بیا

که تارو پود زمان را به چاره بشکافیم

 


برچسب‌ها: تقدیم به شاعرانگی هایت
[ چهارشنبه یکم مرداد 1393 ] [ ] [ الهه بیات ] [ ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

زیر چتر بارون

بارانم
وکلمه هایم بر سرزمین دل تو می بارد
باشد که عشق برویانیم
برچسب‌ها وب
چت باکس
امکانات وب

فروش بک لینکطراحی سایتعکس