نبض باران
هست دراین بادیه جمله ی جانها چو ابر...................قطره ی باران او درد و دریغای عشق 
قالب وبلاگ
 

یا موسی!

«فاخلع نعلیک انک بالواد المقدس طوی » 

 کفشهایت را بیرون آر که تو در سرزمین مقدس «طوی » هستی

 

 

******

 

به تو که می رسد دلم، پا برهنه

در سرزمین مقدس چشم هایت قدم می گذارد

عاشقی ات را به من وحی کن

حالا که خلیل وار در شعله های فروزان یگانگی ات می سوزم!

 

 


برچسب‌ها: کافر نمی شوم حتی اگر درهای وحی بسته باشد
[ یکشنبه سیزدهم مهر 1393 ] [ ] [ الهه بیات ] [ ]

 

دلتنگ ترین لیلا درخاطر مجنونم                  من شورترین شیرین با خسرو وِ دلخونم

فرهاد نمی داند دلشوره ی شیرین را             سهراب نمی فهمد ازجنس (زِ) و نونم

غم می خورم و با خود نجوای درون دارم        از خامی معشوقان دلخسته و محزونم

این روح لطیف و این نازک سخنی یا این        طنازی و دلبازی ، دانسته که من چونم

رقصان و رها قلبم بازیچه ی دوران شد               هر روز بر این صحنه در مرکز کانونم

شهزاده ی ایران و معشوق خدا بودم           افسوس به بی رحمی در خدمت آمونم

من با تو یکی هستم در خلقت و در معنا      اما تو چرا خواهی چون نئشه ی افیونم؟

با اینهمه عشقت را تا اوج خدا بردم               حالا که ته قلبت  خاکستر  و  مدفونم

 

 


برچسب‌ها: سپاس برای تشویق های همیشگی ات
[ دوشنبه بیست و هفتم مرداد 1393 ] [ ] [ الهه بیات ] [ ]

وقتی چشمای تو بازه    /   یعنی دنیا بی نیازه

مردم چشم سیاهت     /    مهر مقبول نمازه

*

نور چشمات مث آفتاب   /  رعدوبرقش مث مهتاب

اون که اشک نیست مهربونم / دونه دونه گل شبتاب

*

چشم تو عمق یه چاهه   /  مرهم داغی آهه

هرکجا تشنه ای باشه     /   جوابش همین یه راهه

*

روی منظومه ی چشمات  /  ریخته کهکشون زلفات

منم اون ستاره ای که     /  حک شده گوشه ی لبهات

*

چشم تو تعبیر فالم       /   وقتی هستی خوبه حالم

تو همون درخت پربار     /  من همین میوه ی کالم

*

خواب چشماتو که دیدم  /  گل عشق تورو چیدم

زیر سایه ی نگاهت     /   به همه دنیا رسیدم

*

عزیز هم آشیونه      /  چشم تو یه آسمونه

نیاد اون روزی که دنیا  /  بی چشای تو بمونه

 

 

* در عظمت چشمهای تو ماه وخورشید  هزاران سال نوری سرگردانند

 * شبی گران و عظیم بود ، پای چشم های تو گذشت

 


برچسب‌ها: کسی پای چشم های تو جان سپرده است
[ دوشنبه سیزدهم مرداد 1393 ] [ ] [ الهه بیات ] [ ]

هم نقش خیال می تند دستانت

هم شور شبانه می زند دستانت

بر لوح سپید دل من ، تیشه ی تو

فرهاد صفت، چه می کند دستانت؟

زندانی نتهای خوش سازت من

مقبولترین مهرو سند ، دستانت

بر پیله ی پلک خسته ی من هر شب

گلبوته ی بوسه می زند دستانت

 


برچسب‌ها: روزی پراز نت
[ شنبه چهارم مرداد 1393 ] [ ] [ الهه بیات ] [ ]
 

من نه از تیره ی پاکان و نه از رندانم

سائل خانه ی تو،بی سرو بی سامانم

می روم از قفس چشم تو بیرون اما

پای بند دل تب دار تو شد چشمانم

سمت آرامش ابری نگاهم آمد

رعد مژگان تو و باطله شد ایمانم

همچو یعقوب که در هجرپسر عمرش رفت

سالها کشته به دریای غم و هجرانم

به دلم گفته ای نه، لیک دلم سرد نشد

من به گرمای خیال تن تو شادانم

تو زدی صاعقه برمشت گره کرده ی من

ماه شد دست من و تا به ابد تابانم

دوستت دارم و تفسیردوچشمان منی

کن نگاهی به کتاب دل من ،جانانم!

تو که با شه پریان نشرو نوایی داری

کی گذر می کنی از کوچه ی آبادانم؟

بافتم گیسوی خودرا به سرانگشتانت

تابپیچی به هم این بخت ،که من می دانم

رمزخوشبختی ما درخم ابروی تو بود

حیف و افسوس که برراز تومن نادانم

چشم بگشاو ببین پیرو خرابت شده ام

مرگ باران شدو من فاتحه ای می خوانم

 


برچسب‌ها: شاید سکه ای کف دستهایم گذاشتی
[ پنجشنبه دوم مرداد 1393 ] [ ] [ الهه بیات ] [ ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

زیر چتر بارون

بارانم
وکلمه هایم بر سرزمین دل تو می بارد
باشد که عشق برویانیم
برچسب‌ها وب
چت باکس
امکانات وب

فروش بک لینکطراحی سایتعکس